مرتضى مطهري
209
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
ظاهراً بعضى غريزه را فقط و صرفاً عكسالعمل عرضه هاى مخالف مىدانند ، هر چند اين مطلب درست نيست . به هر حال بحث در منشأ غرايز ، خود بحث عميق ديگرى است كه آيا خود غريزه مولود وضع و كيفيت ساختمان است يا عكسالعمل طبيعى پاره اى اعمال و افعال است . پس تمام تمايلات در حال قوه و استعداد در فطرت انسان موجودند و با عرضه شدن ، آن حس و غريزه بيدار مىشود . يك حس فطرى لازمه اش اين نيست كه اگر مثل حىّبن يقظان ابن طفيل هيچ محرك خارجى وجود نداشته باشد از داخل متحرك شود ، بلكه لازمه اش اين است كه همين كه بر او عرضه شد آن را مناسب با ميل خود تشخيص دهد . حس جمال همين طور است ، تا از خارج تقويت و تأييد نگردد بروز و ظهورى ندارد . سابقاً كه علم جمال نبود مردم كمتر توجه مىكردند به مظاهر جمال ولى امروز بيشتر حس مىكنند ، چون بهتر بر آنها عرضه مىشود . معنى مذكَّر بودن انبيا : حس دينى نيز همين طور است . پيغمبران آمدهاند براى عرضه داشتن اين غذاى روحى . معنى مذكَّريت : معناى مذكَّر بودن پيغمبران همين است كه موضوعى را كه قوه و استعدادش و مايه اش در بشر هست به او يادآورى مىكنند ، يعنى در معرض توجه و ذهن او قرار مىدهند ( 1 ) نه اينكه آن طورى كه افلاطونيون و برخى قشريون ما مىگويند واقعاً يك روزى بالفعل انسان متذكر بوده و بعد پرده فراموشى روى آن را گرفته و به وسيله پيغمبران و مذكرين آن پرده فراموشى عقب مىرود و گذشته به ياد مىافتد ( 2 ) ، نظير داستانى كه كسى فراموش كرده و
--> ( 1 ) . بعلاوه يك مطلب ديگر هم هست كه به آن در كلمات [ اوليا ] توجه شده - همانطورى كه در ورقه هاى فطرت و توحيد گفتهايم و آن وجود عوايق و موانع و حجابهاست كه كمتر مجال بروز و ظهور اين حس را مىدهد . به عبارت ديگر ، اين حس يك حس تعالى است و ضد تسفل است ، رو به بالاست و ضد رو به پايين است ، و انبيا كوشش مىكنند اين غبارها و موانع را بر طرف كنند . پس انبيا دوكار مثبت و منفى در اين زمينه مىكنند . ( 2 ) . به عبارت ديگر ، آن چيزى كه فطرى است طلب دين و طلب حقيقت مقدس به منظور تسليم و خضوع در برابر او و به منظور پرستش او و تسليم در برابر اوست . لوازم اوليه دين ، تقديس و تسليم و خضوع و پرستش است .